یكی از كاركردهای پیچیده و نهان آموزش و پرورش مبحث انگیزش است گرچه اطلاعات ما دربارهٔ انگیزش كه داریم اصولاً توصیفی است . ولی از روی كاركردها و رفتارهای بعد از یادگیری ما پی به  افزایش انگیزش و روش های تدریس اصلاح و بهبود روش های تدریس و ارزشیابی مداوم و مستمر از اهداف یادگیری با امتحانات رسمی ، غیر رسمی ــ ایجاد شرایط برای بروز عملكرد ، ضمن آنكه برای یادگیرندگان ایجاد انگیزه بیش تر می كند . معلم را از نحوه اثر بخشی برنامه ها و فرصت های یادگیری آگاه می كند . بدیهی است كه باید روش های تدریس را كه ناكارآمد یا دارای تأثیر كمتر است را باید حذف نمود . تنوع در روشهای تدریس و ایجاد فرصتهای متفاوت یادگیری فردی ، گروهی ــ داخل كلاس ــ خارج كلاس توجه به فعالیت های مكمل و فوق برنامه ، روش های تدریس دانش آموز محور ، محیط های آموزش غنی ، محرك های قوی و مناسب ، توجه به عملكرد های حیطه عاطفی و روانی حركتی باعث می شود یادگیری از حالت ایستا خارج شود و پویایی ، نشاط و سرزندگی در محیط آموزش بوجود آورد ، خلاقیتها و استعدادها ی افراد در امور مختلف شكوفا و تفاوت های فردی نمایان شده و اینجا است كه به هدف یادگیری برای باهم زیستن می رسند . و این وحدت باعث ایجاد انگیزه برای كار گروهی بهتر و كار گروهی بهتر پذیرش بیشتر از سوی اعضای گروهی می شود ( نظریه مزلو مرحله تعلق و پذیرش ) و یادگیری عمیق تر و معنی دار می شود . روشهای تدریس اكتشافی ــ بحث گروهی ــ پرسش و پاسخ ــ نمایش ــ ایفای نقش ــ بارش مغزی باعث جلب توجه بیشتر ــ مشاركت بیشتر و یادگیری بهتر می شود .

الزامی است كه معلمان با تنوع بخشی به فعالیت های آموزشی و بر اساس خود ارزشیابی عملكردهای خود را مورد نقد و بررسی قرار داده و با تغییر به موقع فعالیتها و رعایت محدوده زمانی برای فعالیت ها از خستگی و بی نظمی در كلاس جلوگیری می كنند . به كارگیری روش های خلاق و متنوع میسر نمی شود ، مگر با استفاده صحیح معلمان از اوقات فراغت چون وقت آزاد معلم فرصتی است برای ظهور خلاقیت ها ی معلمان است .

انگیزه و رغبت در حیطه عاطفی

از دانشگاه و مراكز آموزش عالی تا مدارس بسیار دیده می شود كه استادان مربیان و معلمان كوشیده اند كه با ساده سازی ــ خلاصه سازی حذف فصولی از كتاب ، تأكید بر قسمتهای از درس با پنداره خود نقش انتقال مطلب و فراگیری هدف ها را آسان كنند در صورتی كه نتیجه با پیش فرض های آنها جوردرنیامده و در نهایت دانش آموزان و دانشجویان به تكرار و حفظ كردن ، اكثریت مطالب می پردازند و نسبت به رشته تحصیلی خود بی علاقه و بی تفاوت هستند . علت چیست ؟ جواب این سئوال را باید در حیطه عاطفی جستجو كرد ، زمانی كه یك دانشجو یا دانش آموز بدون این كه نداند برای چه هدفی و با چه كاربردی و چگونه باید شاخه علمی در پیشرفت و تحول دانش و خدمت به جامعه استفاده كند و درباره ضرورت و اهمیت رشته علمی خود فكر نكرده و باور و نگرش قوی برتوانایی خود و فایده رشته تحصیلی خود و جایگاهش در جامعه نداند . و فقط به انگیزه كسب مدرك تحصیلی دانشگاهی وارد یك رشته تحصیلی دانشگاهی یا دبیرستان می شود . و مدرسین و معلم و استادان نیز با خلاصه كردن مطالب و تقسیم بندی به نكات مهم و غیر مهم یادگیرنده را به حالت انفعالی و انتقال گیرنده صرف تبدیل می كنند . شخصی كه انگیزه ای برای امتحان دادن و یادگرفتن ندارد و ضرورت ها را نمی شناسد چگونه می تواند فردی پویا و خلاق باشد . این جا است كه فرافكنی شروع شده و با بی اهمیت و ناكارآمد خواندن رشته تحصیلی خود به جبران ضعف علمی و ركورد و سكون می پردازد . تأكید بر حیطه شناختی و آزمون های كتبی و گاهاً عملی در سطح حیطه دانش و بعضی درك و فهم و كمبود سئوالات در طبقه كاربرد ، و طبقه تركیب باعث می شود انگیزه در سطح طبقات حیطه شناختی محدود باشد چون ضرورتی برای طبقات بالا وجود دارد

توجه كمتر به حیطه روانی حركتی باعث می شود خستگی و سكون حاكم شده و فضای نشاط از بین برود ، توجه خیلی كم تر به حیطه عاطفی باعث می شود ، روحیه پژوهش و پرسش گری و تولید علم از بین برود .

انگیزه و تعیین تكالیف

روش های تداعی گرایی حفظ مطالب تكرار و تمرین ، تقویت خارجی برای برنامه های كه هدف انتقال و یادگیری مفهوم ، فعالیت یا مهارت مورد نظر باشد مفید است ، اما باید زمینه را برای رشد و شكوفایی استعدادها فراهم كرد ، لذا حداكثر بهره برداری از منابع محلی و در دسترس و امكانات موحود برای پاسخگویی به نیازهای شناختی ، كنجكاوی ، حل مسأله برای پرورش فصل خلاق ضروری است . معلم می تواند با دادن تكالیف گروهی و فردی متناسب با توانایی و تفاوتهای فردی در داخل كلاس و خارج كلاس ضمن ایجاد یك یادگیری مؤثر و پایداری توأم با مشاركت انگیزه را برای زندگی مسالمت آمیز و كار گروهی فراهم می كند .

عضویت در گروه مستلزم دارا بودن صلاحیت و مهارت است و افراد با توانایی متفاوت هماهنگ با هم در جهت رسیدن به هدف گروهی احساس مسئولیت می كند و سعی و كوشش را به حداكثر می رسانند تا مورد پذیرش گروه قرار گیرند . باید در تألیف پرسشهای و اگر مطرح شود تا زمینه گروهی و پذیرش نظرات مخالف بوجود آید ، در پایان با سنجش عقاید با معیارهای و استانداردها قضاوت و ارزش گذاری صحیح و كامل انجام شود . با آموزش برنامه ای مطالب درس به مراحل كوچك تقسیم شود و یادگیرنده از طریق یادگیری این مراحل مطالب پیچیده قلم را می آموزد و از اصول شكل دهی و زنجیره سازی رفتار استفاده می شود . استفاده از برنامه های رایانه ای براساس طرح اسكینر و ماشینهای آموزشی كه خستگی ناپذیر و بدون دلسردی به پاسخها صحیح تقویت می دهد و پاسخها غلط را با تمرینات جبرانی هدایت كرده و از شاخه های فرعی به شاخه اصلی بر می گردد ، انگیزه های خوبی برای یادگیری بوجود می آورد . در تكالیف باید حد پیچیدگی متوسط را به كار برد ، تحقیقات نشان می دهد دانش آموزان نسبت به مطالبی كه قبلاً در زندگی آنها وجود داشته و تجربه كرده اند و محتوای در حد پیچیدگی متوسط نه خیلی ساده و نه خیلی مشكل بیشترین و بالاترین كنجكاوی را دارند . سپس همواره باید به طراحی این فرصت ها چه در كلاس و ضمن تدریس و در خارج كلاس فردی و گروهی توجه داشته اند .

انگیختگی

عبارت از حالت هوشیاری یا خود آگاهی همراه با جلب توجه كه در آن حالت محركهای اضافی را از بین برده و مانند سطح دوم حیطه عاطفی ( پاسخ بامیل و رغبت ) و سطح سوم ( نگرش و باور ) به پاسخ دادن یا عملكردهای یادگیری می پردازد بعنوان مثال دانش آموز برای انجام یك فعالیت منبع سروصدای اضافی را قطع می كند . تلوزیون را خاموش كرده و با دقت به انجام یك فعالیت می پردازد .

در اینجاست كه معلم می تواند با ارائه تقویت كننده از قبیل تشویق كلامی ، پاداش وضمن تثبیت یادگیری انگیزه لازم را برای ادامه فعالیت در آینده فراهم نماید و دانش آموز در نگرشها و باورهای خودسازماندهی كرده و یك ارزش را درك می كند ( سطح چهارم حیطه عاطفی ) پس در طی چند سال احترام به معلم و برنامه ریزی برای انجام تكالیف یادگیری و آمادگی كلی جهت انجام دستورات معلم و فعالیتهای علمی داخل كلاس و خارج كلاس تحقیق جمع آوری اطلاعات مطالعه آزاد بوجود می آید ( آمایه كلی ) سطح پنجم حیطه برسد . برانگیختگی مهمترین نشانه رسیدن به اهداف حیطه عاطفی است . طبق مدل انگیزش پورتر و لاولر و تحقیقات انجام شده اگر پاداشهای مناسب به عملكرد افراد داده شود ، عملكرد و رضایت در ارتباط محكمتری قرار می گیرد ، ضرورت دارد كه معلم با بررسی دقیق تكالیف و تأكید و تشویق نقاط قوت تقویت كننده كلامی ، نوشتاری ( مانند : خوب است ، عالی است ، مرحبا و… ) مهرهای صدآفرین ، هزارآفرین ، ژتون و …) ضمن تشویق و تقویت اعتماد به نفس و جلب رضایت دانش آموز تقدیر و تشكر ضمنی خود را از دانش آموز ابراز كند

راهكارهای ایجاد انگیزه در معلمین

بزرگترین مشكل در نظام آموزش و پرورش عدم كاربرد اصول روانشناسی در كلاس های درس می باشد به همان دلیل عدم رغبت و عدم توجه به خواسته ها و نگرشهای معلمان و كارورزان دروس روانشناسی ، روشها و فنون تدریس ، فلسفه آموزش و پرورش ، جامعه شناسی ، اقتصاد و متون تخصصی را به صرف دروس دانشگاهی بودن و اخذ صلاحیت می گذرانند و به كار آمدی و اهمیت و اولویت آنها توجه نداشته و در میدان عمل تجربیات خود را مهمترین راهبرد علمی می نامند . معلمی كه نمی داند باید روانشناسی رشد كودكی و نوجوانی را بگذراند تا به علل رفتار كودك و نوجوانی پی ببرد . یا نمی داند كه هرروز از فلسفه استفاده می كند و جهت گیری دانش آموز محور ، تجربه نگر ، پراگماتیست ، پیشرفتگرائی ، بنیادگرائی را به كار می بندد ، و این تغییر سبكها از فلسفه گرفته شد و اصولاً هر نوع جامعیت . تمعق ، انعطاف پذیری در تعلیم و تربیت نوعی تفكر فلسفی است ، نمی داند اصول یادگیری آفریدن است ، یادگیری رشد و تكامل است ، یادگیری زندگی كردن و پیش رفتن است و اصولی دارد ، اصل تجانس و تناسب ، میان هدفها ، فعالیتها و ارزشیابی اصل سازمان و وضوح سازماندهی اطلاعات ، اصل تنوع در نیازها ، شیوه ها ، رغبت ، استعدادها و ترجیحات اصل پردازش فعال كسب اطلاعات معنا دار و ارتباط با زندگی روزمره ، یادگیری مبتنی بر تجربه : آنچه شخص خود عمل كند یاد می گیرد . اصل تفكر در سطوح عالی تركیب ، ارزشیابی ، تجزیه و تحلیل ، آفریدن برای رسیدن شكوفایی باید از طریق نیازها ، سائق ها ، كنجكاوی ، رغبت و علاقه وارد شد ، دانستن این نكته مهم است كه بدانیم انگیزش قلب آموزش و پرورش است ، بدون شك معلم پرتلاش و دلسوز در این برهه از زمان بسیاری از این فنون مهارتها را به كار می برند . ولی نیازها و پیچیدگی های امروز خیلی بیشتر است باید با نگاهی اصولی به جامعه شناسی ، اقتصاد ، سیاست ، فرهنگ و درك این نكته كه سیمسپون از برنامه ریزان درسی گفته كه سیاسی بودن برنامه درسی وقتی معلم می شود كه بخواهیم در مدرسه اجرا كنیم و روابط و مناسب و اثر متقابل فرد و اجتماع ناگزیر از انتخاب این استراتژی هستیم كه جهانی بیندیشیم ، منطقی عمل كنیم ، پس لازم بوده و هست كه تعلیم و تربیت كشورهای دیگر بدانیم و از بزرگ پرتاب اولین ماهواره ( اسپوتینك در ۱۹۵۷ ) و علت نامگذاری دهه ۱۹۷۰ در غرب به عنوان تغییر و تحول اساسی در برنامه ریزی آموزشی و درسی و بدانیم كه باید تسلط به متون تخصصی و تكنولوژی اطلاعات داشته باشیم تا در پرتو تلاشهای جهانی كشوری برتر بسازیم و فراموش نكنیم كه این هنر معلمین است كه بتوانند با انتخلب راهبرد مناسب كه شرایط ، امكانات ، منابع و محدودیتها را در نظر گرفته و با مراجعه بیشتر به منابع و مأخذ و افزایش كاربرد روشهای و متون متنوع مقدمات پرورش نسل خلاق و پژوهشگر را بیشتر فراهم آورند .

تهیه و تنظیم : سرکارخانم فرحنازعمادی

سرگروه محترم دوره ی ابتدایی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 14:4  توسط یحیی امیری  |